خرید بک لینک
از آخرین مومیایی شروع میکنم به کارگردانی آلکس کورتمن و بازی تام کروز . فیلمی که اصلا نچسبید . واقعا یک وقت تلف کردن محض بود . موضوعات و صحنه های اکشن کلیشه ای و بازی نچندان دلچسب تام کروز . فیلم بعدی فیلمیست هندی به نام Piku که چند روز بعد به همراه خانومم دیدمش . فیلم خوبی بود با دیالگ ها و تقلید های معمول بالیوود از سینمای هالیوود اما تقلیدی خوشایند و نه به شیوه اکشن های مضحک بالیوود . حتا موسیقیش با وجود استفاده از سیتار ساز ملی هندی ها باز تقلیدی از موسیقی فلک کانتری آمریکایی بود که باز هم زییا و دلچسب بود . در کل فیلم متفاوتی از سینمای هند دیدم که هر کس با دیدنش روی دیگری از سینمای هند مشاهده خواهد کرد.

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 18:05

در سرویس خوابم برد . اولین نفر بعد من آمد . با نانی در دست برای صبحانه ! و بعد از نیم ساعت همکاری جدید که پست خود را به او واگذار کرده ام و دو نفر بعدی حدود یک ساعت بعد آمدند . این روال همیشگی است . این ترتیب همیشگی ورود همکارانم است و سپس زندگی شورع میشود . رفت و آمد ها ، داستان ها ، فحش ها ، کلمات رکیک ، خنده های بلند و بی ملاحظه ، تن های از خود راضی ، بساط کارهای ثانویه ، فروش کارهای ثانویه همه و همه میچرخند در فضای کار و گاه کار ! گاهی کاری صورت میگیرد و این باعث تعجب باید باشد حال آنکه نمی شود ! کار این روزای من فقط طی کردن زمان کار به هر قیمت است . کتاب خواندن ، موسیقی گوش دادن ، صله رحم ! خوردن نوشیدن هر چه و هرچه تا بشود زمان را به نحوی سوزاند ! ساعت که به دو بعد از ظهر رسید و سوخت کم کم آماده شدم . به همه خسته نباشیدی گفتم که بیشتر شبیه جک بود تا حتا انجام مناسبات و تعارفات اداری ، چه برسد به اینکه واقعا بخواهم بخاطر تلاش زیادشان خسته نباشید بگویم ! واقعاً جک بود . خود را به بیرون رساندم . کنار نرده های بیرونی بیمارستان آرام گرفتم . آخرین زمان باقی مانده را بیاد می سوزاندم . یکی دو کارمند به من ملحق و شدند و چند نفر آمدند و بعضی ها از کنارم رد شدند. نوبت من بود اثر انگشتم را برای خروج ثبت کردم و خود را به سرویس رساندم . حال من کمی به خود نزدیک میشوم . احساس امنیت میکنم . احساس میکنم ار درون به آگاهی از خود رسیدم . درستی یا نادرستیش مهم نیست . میخواه وضع را شرح داده باشم . هم چون کسی که از زندان آزاد شده رخسارم کمی از هم باز میشود .با این حال با وجود انجام ندادن تقریباً هیچ کاری به طرز مسخره ای خسته ام . انگار این چند ساعته بیل زده ام ! نفر اول همیشه منم . هر صبح این

برچسب: نامتعارف, نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 18:05

چندی پیش کتاب فلسفه کامو نوشته ریچارد کمبر را تمام کردم . اکثر کتاب های کامو که در کتاب مورد بررسی قرار گرفته بود را خوانده بودم برای همین خوانش کتاب برایم لذت بخش بود ! کتاب زبان چندان سختی نداشت ولی لازم است یک بار دیگر بخوانمش .

اما کتاب دیگری که شروع به خواندش کردم کتاب موسیقی و سکوت نوشته رز تره مین هستش .

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 18:05

صفحه بندی